آقای مهربانم منتظر هستیم
آرزویم در خیال و خواب بود
آرزویم دیدن مهتاب بود
خواب دیدم
خوابی از جنس خیال
خواب دیدم
از خیال بی خیال
در خیالم او سواری پر زنور
در میان خیمه ای از ما چه دور
نور بود و سور و شادی وسرور
در دلم غم ها چه نزدیک و چه دور
زیر لب گفتم که وقتی دیدمش
گریه خواهم کرد من بر دامنش
ناله هایم را زجان خواهم کشید
از غم و از غصه ها خواهد شنید
تا رسیدم در قدمگاه عزیز فاطمه
پرکشید از این خیال نازدار فاطمه