تبليغاتX
من هم عاشقم؟ - بحثي ديگر برمعراج پیامبر
متن های یک عاشق منتظر درباره مظلومان عالم

در مجمع البيان مي‏گويد : موضعي كه آنجناب بدانجا سير داده شد مورد اختلاف است كه كجا بوده ، نظر ما اين است كه بيت المقدس بوده چون قرآن كريم اين مطلب را به آن صراحت بيان نموده كه هيچ مسلماني نمي‏تواند آن را انكار نمايد .

و اينكه بعضي‏ها گفته‏اند : اين جريان در خواب واقع شده كلامي است ظاهر البطلان ، زيرا اگر خواب مي‏بود ديگر معجزه و برهان نبود .

و حال آنكه در روايات دارد كه پيغمبر ما به آسمان عروج كرد و اين مضمون را بسياري از صحابه از قبيل ابن عباس و ابن مسعود و جابر بن عبد الله و حذيفه و عايشه و ام هاني و ديگران روايت كرده‏اند چيزي كه هست در نقل جزئيات آن كم و زياد دارند . و اگر همه آن جزئيات را به دقت مورد نظر قرار دهيم خواهيم ديد كه از يكي از چهار وجه خالي نيستند .

1- يا خصوصياتي هستند كه هم اخبار متضمن آنها ، متواتر است و به هيچ وجه نمي‏توان انكارش نمود و هم اينكه علم ما مي‏تواند به صحت آنها حكم كند .

 

2- و يا جزئيات و خصوصياتي هستند كه هر چند اخبار در دلالت بر آنها به حد تواتر نمي‏رسد و ليكن از آنجائي كه اموري غير معقول و مخالف با اصول نيستند ، و خلاصه عقل حكم به امكان آنها مي‏كند ، كه ما نيز آنها را انكار ننموده ، و تجويزش مي‏كنيم ، و مي‏گوئيم ممكن است چنين وقايعي اتفاق افتاده باشد و با فرض تواتر حكم قطعي مي‏كنيم كه اينگونه امور در بيداري اتفاق افتاده .

 

3- و يا اموري است كه ظاهرش با اصول مسلمه ما مخالفت دارند و ليكن وضع رواياتي كه بر آنها دلالت مي‏كند طوري است كه مي‏توان ظاهرش را تاويل نمود و محمل معقولي برايش درست كرد ، در اين صورت از ظاهر آن روايات صرفنظر نموده بر آن معاني معقول حمل مي‏كنيم ، حملي كه هم با حق بسازد و هم با دليل و روايت .

 

4 - و يا اموري است كه نه ظاهرش معقول و صحيح است و نه ممكن است بر محمل صحيحي حملشان نمود ، و حمل نمودن آنها به اصطلاح بدون سريش صورت نمي‏گيرد ، اينگونه جزئيات و خصوصيات راجع به معراج را قبول ننموده ادله آنها را رد مي‏كنيم .

 

از جمله مطالبي كه در باره معراج جزء دسته اول است ، يعني مورد يقين است اصل معراج است و اينكه اجمالا آن جناب را به معراج برده‏اند .

 

و ازجمله مطالبي كه جزء دسته دوم است اين است كه آنجناب آسمانها را گشته و انبياء و عرش و سدرة المنتهي و بهشت و دوزخ را ديده است .

 

و مطالب جزء دسته سوم از قبيل ديدن اهل بهشت و تنعم آنان و اهل دوزخ و كيفيت عذاب ايشان است كه مي‏توان بر اين معنا حمل كرد كه رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) اسماء و صفات ايشان را ديده و به اصطلاح ليست بهشتيان و دوزخيان را قرائت فرموده است .

 

و مطالبي كه جزء دسته چهارم است و چاره‏اي جز طرح و طرد روايات آن نيست ، مطالبي است كه از ظاهر ادله آن تشبيه بر مي‏آيد مثل سخن گفتن علني با خدا و ديدن خدا و با او بر تخت نشستن و امثال آن كه ظاهرش جسمانيت و شباهت خدا به خلق را مي‏رساند ، و خدا از آنها منزه است ، و از همين دسته است آن روايتي كه دارد شكم رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) را شكافته و دل او را شستند .

 

چون دل آنجناب از هر بدي و عيبي طاهر و مطهر بوده و چنان دلي كه مركز آن همه معارف و عقائد حقه است چگونه احتياج به شستشو دارد .

ترجمة الميزان ج : 13ص :43

 

 

و بسيار خوب گفته است ، جز اينكه بيشتر مثالهائي كه آورده مورد اشكال است ، مثلا گردش در آسمانها و ديدن انبياء و امثال آن وهمچنين شكافتن سينه رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) و شستشوي آن را از دسته چهارم شمرده و حال آنكه از نظر عقل هيچ اشكالي ندارد .

 

زيرا مي‏توان گفت همه آنها از باب تمثلات برزخي و يا روحي بوده است ، و روايات معراج پر است از اين نوع تمثلات ، مانند مجسم شدن دنيا در هيات زني كه همه رقم زيور دنيائي به خود بسته و تمثل دعوت يهوديت و نصرانيت و ديدن انواع نعمت‏ها و عذابها براي بهشتيان و دوزخيان و امثال اينها .

 

از جمله مؤيداتي كه گفتار ما را تاييد مي‏كند اختلاف لحن اخبار اين باب است در بيان يك مطلب ، مثلا در بعضي از آنها در باره صعود رسول خدا به آسمان مي‏گويد كه به وسيله براق صورت گرفته و در بعضي ديگر بال جبرئيل مده و در بعضي نردباني كه يكسرش روي صخره بيت المقدس و سر ديگرش به بام فلك و آسمانها رفته است ، و از اين قبيل اختلاف تعبير در بيان يك حقيقت بسيار است كه اگر كسي بخواهد دقت كند در خلال روايات اين باب بسيار خواهد ديد .

 

بنا بر اين از همين جا مي‏توان حدس زد كه منظور از اين بيانات مجسم ساختن امري غير جسمي و غير مادي است به صورت امري مادي به نحو تمثيل و يا تمثيل و وقوع اينگونه تمثيلات در ظواهر كتاب و سنت امري است واضح كه به هيچ وجه نمي‏شود انكارش كرد .




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 1388/07/29ساعت 23:17 توسط ::کنیز آقا::